|
 | Welcome | Jun 17, 2005 |
Thanks for visiting my Multiply site! This is where I'm keeping all my stuff from now on, so come back whenever you want to see what's new. Feel free to post a reply if you see something you like or just want to get in touch.   | Photos | Sep 6, 2009 |
 |  | Blog | Jun 22, 2010 |
داود: د دوشنبی په اورز چه کوی؟ در روز دوشنبه چه میکنی؟ شایسته: زه پغمان ته زم. من به پغمان میروم. داود: چه وقت بیرته رازی؟ چه وقت بر میگردی؟ شایسته : د دوشنبی په ماخام... more  |  |  | Guestbook | |
 | جنګ هفتاد دو ملت همشه اش عذر بنه چو حقیقت نیافتند ره افسانه زدند. دوست ګرامی نادیده من من از انسانیت میګویم که شامل همه انسانهاست مګر همه ما فرزندان آدم و حوا نیستیم؟ پس انسانیت اسلامیت را هم شامل میشود. مقصود این است که دین را بهانه برای اختلاف و جنګ وکشت کشتار نکنید و به عقاید هم احترام بګذارید هیچکس علامه دهر و عقل کل نیست همه ما ا نسانهایی خطا کار هستیم کم بیش؟ تمامی دینها الهی برای رستګاری آمده اند آنان را سبب اختلاف نکنید. دین بایست با علم وعقل منطبق باشد اګر خداوند سازنده و آفریدګار دنیا زیبایی و علم را هم خلق کرده است که نبایست بر ضد دین باشد. این شیادان مذهبی هستند که دینها را با خرافه دروغ تزویر و ریا و تجارت وسیاست آلوده میکنند و مردم را از دین و عشق دور می نمایند. خداوند عشق را آفریده است که همه ما باهم متحد و دوست باشیم. حضرت مسیح تنها یک دین آورده است امروز بیش از ده هزار انواع و اقسام کلیسا ها و برداشت های شخصی از دین بیرون کشیده اند و دین را بصورت کالایی تجاری در آورده اند و ګروهی از این باور مردم میلیونها و شاید هم میلیارد دالر سو استفاده میکنند. حضرت محمد هم یک دین آورد ولی شیادان میدانید که سر همان نوه های حضرت محمد را بریدند؟ واکثر خانواده ایشان یا مسموم شدند و یا کشته شهید ګردیدند؟ بدست همان ها که ادعای مسلمانی هم میکردند. دین خدا زیبایی است رحمت است عشق است عرفان است عفو است سادګی است بزرګواری است دوستی است نه خود خواهی و تمامیت طلبی و خود را عقل کل دیدن؟ ما بشریم و همه اشتباه میکنیم چګونه کسانی خود را علامه دهر میدانند و هیچ کسی را قبول ندارند. هرکسی با برداشت شخصی یا برای منافع شخصی خود مذهبی تازه اختراع کرد. بعد هم با کمک شیادان و غارتګران بین المللی مارا بجان هم انداختند و خودشان خوشه چینان اختلافهای ما شدند؟ نظر من وحدت عالم انسانی و یا وحدت ملت های شرق است همراه با دوستی برابری و برادری. |
 | We should work for Just and we should not be indifferent as the system wants? Dear Mr. Vice President of the United States. As a college instructor or high school teacher after forty years’ experience and teaching in three different countries I would like to mention some unjust which is destroying the life of people. As you know the Gadhafi is killing his own people who do not want him on the top of the regime and also he gave permission to his people to rape the women or may be the men who are in the opposition campus? In other countries similar unjust is happening and the civilized countries are trying as we read in the newspapers are trying to establish the democracy in the world and take off the dictators and the robbers from the power and give the power of a country to the majorities of people with the respect of minorities. But what is happing in the USA the leader of the democracy? I will write for you here a real matter and I hope you will take that under the legal consideration. My friend Nasser was persecuted in Iran, because his mother was Baha’i and he was not willing to say bad words about the Baha’i to keep his position. As you know a lot of Baha’i have been killed in Iran recently. Ten young women are killed in Shiraz, because they were teacher for the Sunday Baha’i school? So he was persecuted, because one of his Moslem friend wanted to rob him and he misused the situation and fight against him and sent papers everywhere that he has a Baha’i mother and he want to teach Baha’i religion as he is a university professor.
Sorrowfully he has to come out of the country of Iran, because the Moslem friend made the life hell for him there. Nasser helped him a lot and now he was paying his appreciation back to him by destroying him. As he was sent out of work, his Moslem friend and his Baha’i family robbed him also and misused his trust and hard situation and took from him whatever they could. He came here and was college teacher for Middle Eastern and European languages and we worked in the same school for some years. Orange County zoning department gave him a permission to have a tutoring boarding school with a farm. He helped the students who have not enough money to rent an apartment and also provided work for them in the farm which could help their financial difficulties and had also classes. The bank gave him about two million dollars credits and loan to open the school , but after few years the county cancelled the occupational license and he lost all his capital. What can he do with the building of the school, it was designed for the school and boarding and not to rent to regular people. But he had no choice he had to rent the buildings to regular people, they robbed the materials and furniture destroyed the building and did not pay the rent. Nasser had to go to the court to send them out of the houses, but they get angry and because the court and paperwork took months, they have time enough to damage and destroy the nice school Nasser provided. He planted a lot of citrus trees over 1000 fruit tree, light and irrigation and fence or gate. They destroyed everything, because they wanted to stay free in the house. And he should even pay for their water bill and electric bills. In the time the police came to send them out of the houses they already have gone. They left a damaged destroyed houses for him back |
 | انقلاب , سکس , تحصیل ,کار و آینده مشګل جوانان خاورمیانه و دنیای سوم
Share [47 reads]
by Sahameddin Ghiassi 31-Mar-2011 انقلاب سکس تحصیل کار و آنیده مشګل جوانان خاورمیانه و دنیای سوم همه ما میدانیم که جوانان بعد از دوران بلوغ همه چیز میخواهند و چون ضرب زور و قدرت توانایی ذهنی و بدنی و هورمونی دارند این است که بسیار فعال هستند و در اجتماع های پیشرفته از این نیروها خوب استفاده میکند ولی در کشورهای عقب افتاده این نیروها هزر میرود در کشورهای دنیای سوم متاسفانه به این واقعیت ها هیچ توجهی نمی شود و یا پدران مادران سعی دارند این مشګلات را فراموش کنند و یا از عهده این مشګل بر نمی آیند در دوره دبیرستان که دوران بلوغ آغاز میشود اګر مدرسه های ما بتوانند از انرژی جوانان خوب استفاده کنند و معلمان دلسوز و مهربان به آنان خوب تعلیم بدهد واضع است که جوانان برنده ګان اصلی خواهند شد ولی متاسفانه نداشتن دبیران مجرب و تحصیکرده بخصوص در رشته های ریاضی و زبان مساله ای بود که بیشتر شاګردان طبقه متوسط و فقیر ایران با آن دست به ګریبان بودند.
شاید اګر مدرسه های ما هم مختلط باشد بسیاری از مشګلات جنبی حل بشود زیرا با دوستی و معاشرتهای عادی تا اندازه جوانان ما به هم و به محیط عادت خواهند کرد ولی باز تعصب ها کورانه و چشم نګشودن به روی واقعیت ها همکاری بین پدران مادران و فرزندان و اجتماع را از بین برده بود . در سن نوجوانی و جوانی این جوانان احتیاج به رابطه های عشقی و شاید هم جنسی دارند در محیط ما عشق بدون سکس و نیز بد بودن رابطه های جنسی باعث شده است که عشق از رابطه جنسی و یا سکس کاملا فاصله بګیرد نتیجه آن این است که حتی در موقع ازدواج هم بسیاری از دختران از سکس بیزار هستند و رفقای جنسی خوبی برای همسرانشان نمی باشند دختری که عادت کرده است حس جنسی خود را بکشد و یا به ادبیات ویا به هنر و تفریح ورزش پناه ببرد و یا پسری که نمی خواهد با زنان هرزه رابطه جنسی داشته باشد و به کتابخوابی و ورزش رو آورده است با سعی کرده به هنرهای زیبا خود را مشغول کند همه شاید در زندګی زناشویی مشګل داشته باشند . هنګامیکه در کلاس هشتم بودم میدیدم که روزهایی که درسهای بعد از ظهر کم است بچه ها باهم قرار میګذارند و دسته جمعی این کودکان چهارده پانزده ساله به دنبال هم ریسه شده به شهر نو میرفتند نمیدانم که رابطه یک پسر چهارده ساله و یا شانزده ساله با یک زن باحتمال فقیر و بیچاره روسپی که از شدت فقر مجبور به تن فروشی بوده است چه خاطره ای در مغز پسربچه میتواند بګذارد .
بعضی از پسران هم به ګاو مرغ خروس بز خر و سایر حیوانات برای ارضای جنسی خود رجوع میکردند و نیز آن دسته از پسرها که مثلا خود دار بودند تعریف میکردند که کیسه های پلاستیکی را پراز آب ګرم میکنند و از آن برای ارضای شخصی در حمامها و ګرمابه ها استفاده میکنند بعد هم حس درد و ګناه اینکار لااقل یک روز با آنان بود خواب دیدن در شب شاید یکی از بهترین نوع تخلیه اسپرم باشد ولی خوب اګر مهمان بودند نمی توانستند از این حق هم استفاده کنند و بایست تمام شب بیدار بمانند تا بقول معروف ملتحم نشده و رختخواب میزبان را کثیف نکنند ثروتمندان برای جوانان پسر خود کلفتهای جوان و خوش فرم میآوردند و کلفتها هم به طمع اینکه پسر خانواده بعدا با آنان ازدواج میکردند خودشان را لو میدادند راه های دیګری هم که بود یکی از بین بردن حالت جنسی و بوجود آوردن یک نوع عشق بدون سکس در جوانان بود که بدین ترتیب این عشق را متوجه خواهر و سایر اعضای خانواده مانند برادر و فرزندان آنان میکردند و بدین وسیله من به عنوان معلم سالها شاهد این بودم که شاګردان دختر بخصوص دانشجوی من پس از ازدواج مشګل دارند و عملا به شوهران خود میګفتند که اګر مرا دوست داری بایست از سکس صرف نظر کنی و تنها عاشق مثلا روحانی من باشی.
که همه اینها سالم و طبیعی نمی توانند باشند حالا انقلاب شده است طبقه متوسط ایران قبل و بعد از انقلاب با مساله مشګل دارد در قبل از انقلاب دختر ها در کلاسهای هشتم تا دهم مرتب نامزد میشدند و یا اصلا ازدواج میکردند و زن کسانی میشدند که از آنان ده سال یا بیشتر بزرګتر بودند و از خانواده های ثروتمند ویا متوسط بالا بودند ولی پسران هنوز هم درګیر مشګل جنسی خود بودند خیلی از پسرها در دوره دانشجویی دنبال شکار دختران ثروتمند بودند و بعضی ها سعی میکردند به خارج از ایران بخصوص اروپا بروند تا مثلا از شرایط آزادیهای جنسی آنان استفاده کنند موقعی مد شده بود که دختر ها تنها میخواستند زن دکتر یا مهندس و یا مردان ثروتمند بشوند ولی معلوم است که اکثر مردان در این شرایط نبودند در خارج هم دختران اروپایی به این راحتی با پسران خاورمیانه ای معمولی دوست صمیمی نمی شدند بایست ثروتمند بودند خیلی باهوش و درس خوان بودند و یا لااقل خیلی خوش تیپ و معاشرتی باشند تا تبوانند دختری را بخود جلب کنند ولی بیشتر این جوانان با دختران ناقص شل کور یا یک چشمی و بسیار فقیر میتوانستند کنار بیایند هنګامیکه در مثلا یک جشن ایرانیهای دانشجوی شرکت میکردند اغلب دوستان دختر آنان خیلی را سطح پایین و مشګل دار بودند درست مثل اتاقهایی که به خاورمیانه ها اجاره میدادند که مشتری اروپایی نداشته باشند نداشتن پول کافی و نداشتن معلومات اولیه کافی دانشجویان خاورمیانه ای را در اروپا با مشګل جدی روبرو میساخت صرف نظر از دانشجویان بسیار با هوش و یا ثروتمند اغلب آنان بدون ګرفتن مدرک تحصیلی به کشورهای خود برمیګشتند حالا زبان بلد بودند میتوانستند در شرکتهای خارجی کار کنند و ادامه تحصیل هم بدهند .
ولی باز در موقعیتی نبودند که بتوانند ازدواج بکنند باز مشګل اصلی سرراه بود آنان که خوش تیپ تر بودند با زنان شوهر دار بخصوص زنانی که شوهر های مسن تر داشتند رابطه های عشقی و جنسی برقرار میکردند ولی زن شخص ثروتمند تنها از آنان بعنوان یک رفع حاجت استفاده میکرد نه اینکه واقعا عاشق واقعی باشد و از همسر ثروتمندش تلاق بګیرد و زن او بشود بعد از زمانی که این دانشجو میتوانست درس خود را پایان دهد و مثلا در سن سی سالګی بود حالا بایست به خدمت وظیفه میرفت و باز دوسالی هم در آنجا میماند دوباره روز از نو روزی از نو بایست دنبال کار بګردد حالا یک پسر بیست پنج ساله نبود که از اروپا بازګشته و زبان هم بلد بود حالا یک مثلا فوق لیسانس علوم بود که در سن سی چند سالګی بایست کاری دست پا کند که خدمت وظیفه اش را هم تمام کرده بود حالا بایست چند سالی کار کند ماشین بخرد خانه ای بتواند اجاره کند و اسبابی وسایلی داشته باشد که حالا او سی پنج ساله است و شاید بتواند دختری از طبقه پایین تر از خودش را به زنی بګیرد بعد هم که انقلاب شد و همه چیز بهم ریخت و خیلی ها دوباره مجبور شدند که بخارج از ایران بروند و همه تف تف کردنها و نق غر زدنهای خارجیها را تحمل کنند و آنچه هم که در ایران داشته اند نیز بایست به دست فک فامیل می سپردند و آنان برایش میخوردند و اینجا در کشوری بیګانه با زندګی از نو دست پنجه نرم کنند حالا این بچه ها بودند که از وی زندګی لوکس میخواستند و داستان تکرار میشد.
بچه هایی که از شرایط بسیار بهتری از پدر استفاده میکردند ولی از آنجاییکه بشر طماع است و به این زودیها راضی نمی شود این فرزندان قدر پدرانشان را نمی دانند و حریص و ییشتر طلب هستند یادم میآمد که پدری میګفت که پدرم برای من هیچ کاری نکرد ولی من اورا دوست داشتم تا آخر عمر به او احترام میګداشتم ولی بچه های من بمن میګویند که پدر ما زرنګ نبود و با داشتن شغل های خوب و پردرآمد با دست خالی به آمریکا آمد و مثل سایرین از آنهمه امکان رشوه خواری استفاده نکرد خوب چه میشود کرد که حتی فرزندان شاه ایران هم از زندګی در آمریکا راضی نبودند و با وجود اینکه زیبا و رعنا و فقیر هم نبودند نتوانستند با مشګلات غرب کنار بیایند و خودکشی کردند آنان تنها کسانی نبودند که بعداز انقلاب ایران خود کشی کردند بسیاری از شاګردان و هم کلاسی ها من که حتی از بهترین دانشګاه های اروپا هم دکتری ګرفته بودند خودکشی کردند بیګانګی حسادت اطرافیان بی مهری و یا چه چیزهایی باعث میشود که جوانان ما اینطور بقول معروف حروم بشوند و دیوانه ګانی مثل قذافی با توپ تانک و مسلسل به جان مردم خودش بیفتد و با آتش ارتش به جنګ ملت خودش برود. ایکاش که ما هم رهبران دلسوزی داشتیم که نمی ګذاشتند جوانان ما به دست خودی و بیګانه اینطور پربر بشوند و به جای دوستی و محبت بین آنان نفاق و دشمنی برقرار بماند
|
 | شهرت: بنی امیه
نام پدر: معاویه نام پدربزرگ: ابوسفیان نام جد بزرگ: عبدالمطلب نام: حسین شهرت: بنی هاشم نام پدر: علی نام پدربزرگ: محمد و ابوطالب نام جد بزرگ: عبدالمطلب نتیجه گیری: رابطه حسین و یزید: پسر پسرعمو رابطه علی و معاویه: پسرعمو رابطه معاویه و محمد: پسرعمو رابطه ابوسفیان و ابوطالب: برادر رابطه محمد و ابوسفیان: ابوسفیان عموی محمد رابطه ابوسفیان و علی: ابوسفیان عموی علی.
به قول مستشارالملک تو قهوه ی تلخ، یکی دیگه با یکی دیگه تو یه جای دیگه این قضیه به من چه ربطی داره. دو تا پسر عمو که رابطه ی خونی با هم داشتن و سر قدرت باهم جنگیدن و یکیشون کشته شده و هیچ دخلی هم به ما نداره و اونوقت ما عزاداری می کنیم محرم ماه اول سال قمری هستش و همه ی عرب های دنیا دقیقن تا 10 محرم جشن میگیرن و اصلن نمی دونن حسین کیه, یزید کیه, حالا این وسط ما شدیم کاسه ی داغ تر از آش حالا به مردم بگو که کدومتون بابک خرم دین، مازیار، افشین، ابومسلم، استادسیس و غیره رو میشناسید.
به قول احمد کسروی تبریزی: بدبخت ملتی که تاریخ کشورش را نداند شوربخت تر از آن ملتی که نخواهد تاریخ کشورش را بداند تیره بخت تر از آن ملتی که تاریخ کشورش را به ریشخند بگیرد که هر سه گزینه متاسفانه شامل حال ما میشه و یکی از عوامل اصلی بدبختی و تیره روزی و عقب موندگی ما همین موضوع هست.
|
 | فاصله بین دینداران راستین و شیادان دینی متظاهر و جانماز آبکش
Share [17 reads]
by Amir Sahameddin Ghiassi 25-Feb-2011 فاصله بین دینداران راستین و شیادان دینی متظاهر و جانماز آبکش همه میدانیم که بشر از هنگامیکه خودش را شناخته در فکر رمز آفرینش بوده است و این جستجو برای اینکه چرابه دنیا آمده ایم و چرا بایست زندگی کنیم و چرا بایست پرمژده شده بمیریم در ذهن بشر به پیش میتاخته است و شاید هم از سر همین کنجکاویها بوده که بشر توانسته است بسیاری از مجهولات را شناسایی کند و بر بسیاری از مشگلات فایق گردد. مثلا اگر صد سال پیش کسی از تلفن همراه و ماهواره یا تلویزیون رنگی صحبت میکرد به چشم یک دیوانه در او مینگریستند. در صورتیکه امروزه یک موضوع ساده و پیش پا افتاده است که هرشاگرد دبستانی هم به بسیار از رمزهای آن آگاه است. در گذشته هم برای اینکه انسان جواب بعضی از مجهولات را بداند بکار های عجیب وغریب و فلسفه روی آورده بود که مثلا خدایان رومی و یونانی و یا خدایان قبیله های آفریقایی یکی از همین کوشش های بشر برای شناخت طراح عالم و متفکر و هوشمند توانایی است که این همه وسایل و گیاهان و جانداران را طراحی و درست کرده است حتی آنان که ما به ایشان بت پرست میگوییم در حقیقت بت آنان رابطه بین آنان و آن چیزی عظیم و مجهول است که ماآنرا عشق و خدا می نامیم.
همه ما شاید در این موضوع باهم یک عقیده باشیم که عقل ما و دانش ما امروزه نمی تواند تمامی مجهولات را سرآوری و راه چاره و حلی برایشان پیدا کند. همه دانشمندان فلاسفه از عظمت دنیا در کوچکی و بزرگی در شگفت هستند و هیچکدامشان نتوانسته جوابی کامل و قانع کننده به این مشگل بدهند. گیتی که میلیونها سال نوری حجم دارد و نیز در کوچکی در ذره ای خورشیدی در میان است دنیای الکترون ها و پروتونها؟ آری رسد دانش من به کمالی و جایی که بدانم که هنوز هم نادانم. در این هنگام دینها برای این سوالات پاسخهایی کم بیش فلسفه و باوری یافته اند و دینهای دنیا هرکدام توانسته اند که افرادی را بخود جلب جذب کنند. ولی این دسته از دینداران هم به گروه های متفاوتی تقسیم بندی میشوند گروهی که از روی ساده دلی و کم دانشی تنها از روی احساس و قلب به دینها ایمان آورده اند و بنا به شنیده ها و تاثرات محیطی شان جذب دین شده اند. نظیر کسانی که با خواندن شهادت حضرت سید شهدا سیل اشگ از دیدگانشان روان است و با نهایت عشق و دلدادگی به این سرور شیهدان که یک تنه و با تمامی اعضای خانواده اش گرفتار یزیدیان شد گریه میکنند و آنانی که شیفته تر هستند حتی ممکن است که با قمه و شمشیر خودرا بکشند؟ این عشق یک عشق ساده است که متاسفانه هر دوی این گروه شاید نه قرآن را خوانده باشند همراه با ترجمه آن و نه سایر کتابها مذهبی را مثل نهج بلاغه و غیره آنان بدون داشتن معلوماتی از اسلام و قرآن نوعی مسلمان تقلیدی مومن و محکم هستند. گروهی هم هستند که دانشمند و تحصیکرده میباشند و مثلا پزشک و مهندس میباشند ولی چون عظمت خلفت و دنیا را دیده و قرآن و کتابهای بسیار مذهبی هم خوانده اند قبول کرده اند که خدا همه آنان را خلق کرده و یا شکی در خدا ندارند و یا اگر شکی هم دارند بسیار خرد میباشد. آنان که به علم ناچیز در برابر عظمت زندگی و دنیا سر تعظیم خم کرده اند.
همه این گروه ها و همراه با هنرمندان و شاعران دیندار محکم به دوستی و عدالت و زیبایی و خوبی انسانهایی والا هستند که معتقد به دین و خدا میباشند و این ایمان آنان نه تنها ضرری به جامعه نمی زند بلکه اخلاق و نیکی را هم پرورش میدهند. متاسفانه بین بعضی از افراد این گروه ها اختلاف های مذهبی وجود دارد مثلا بهرام میگفت که پدرش بهایی و مادرش مسلمان است هنگامیکه آنان با هم جر وبحث دینی داشتند پدر با حرارت میگفت که باب یا همان مهدی ظهور کرده است و در شیراز تیرباران شده است تو چرا همه اش مهدی بیا مهدی بیا میکنی قایم ظاهر شده و شهید شده است توچرا منتظری بهرام کوچولو شش ساله به پدرش میگفت خوب پدر جان شما هم منتظر شوید مثل مامان تا قایم آل محمد بیآید پدر در حالیکه به پهنای چهره اش اشگ میریخت میگفت پسرم او آمده و شهید شده است این یک حقیقت است چطور من میتوانم که به حقیقت پشت کنم و چشمانم که حقیقت را یافته است را بنددم؟ این مادرت است که حاضر نیست مطالعه کند تحقیق کند تا بفهمد که آقا قایم آمده است و او بیخودی مهدی بیا مهدی بیا میکند. بهرام کوچولو به طرف مادر میدوید و میگفت مادر شما کتاب بخوانید و تحقیق کیند شاید پدر حق داشته باشد مادر در حالیکه اشگ میریخت میگفت که او نیامده است مگر نمی بینی که چطور آیات عظام در باره او سخن میگویند و در مسجد ها به منبر میروند پدرت میخواهد با یک تعصب شدید همه مارا به کشتن بدهند آیا نشنیده ای که سی هزار بابی را کشتند؟ گروه بعدی ریا کارانی هستند که نه هیچ معلوماتی از دینها دارند و نه واقعا آنها را از صمیم قلب قبول دارند آنان برای کسب درآمد و غارت و آزار مردم به دینها خود را وابسته میکنند که بتوانند درآمدی کلان داشته باشند ولی در خلوت آنان به هیچ کدام از دین ها و یا پیامبران و کتابهایشان معتقد نیستند بلکه این راه شیادی دزدی فساد غارتگری ستمکاری آنان است همین گروه هستند که دیکتاتور میباشند و میگویند خر خر آنان است و آنان هستند که برنده میباشند و از همین راه تفرقه ظلم دیکتاتوری و جانماز آبکشی عده را بعنوان دین دار آلوده و آدمک میکنند و برای کشت کشتار و آزاد و غارت از آنان استفاده میکنند . اینان و پیروان آدمک شده شان که در وجود آنان خدا را می بینند هستند که آدمیت را در خطر میاندازند وبرای غارت شهوترانی ودزدی و فساد و تمامیت خواهی حاضر اند که مردم را براحتی سلاخی کنند.
آنان هستند که مردم را خام میکنند و بقول ناپلیون گوشت دم توپ میسازند و خودشان غرق در تجمل شهوت و عیش عشرت و لهو لعب بسر میبرند آنان ظالمان هستند که از دین و باورهای مردم مثل یک شمشیر دولبه بران استفاده و یا سو استفاده میکنند و میکشند میربایند و تخم نفرت و خشم میکارند آنان با تحصیل و توفیق و درک و انسان دوستی و عشق محبت دشمن هستند آنچه آنان میخواهند خشم نفرت کشت کشتار و ظلم و تمامیت خواهی و خدایی کردن است . نمونه این دیوانه گان صدام هیتلر و حالا هم معمر قذافی رهبر لیبی است که فکر میکند این مردم هستند که بایست خادم او باشند و حرف جنفگ اورا اطاعت کنند تا دیروز میکردند و اشتباه میکردند حالا که نمی خواهند بکنند او میخواهد با زور گلوله وادارشان به اطاعت کردن بکند؟ غرب و مثلا دنیای متمدن هم که ناراحت گران شدن نفت بیشتر است تا از بین رفتن مردم و جوانانی که تنها آزادی میخواهند؟ دنیای مثلا متمدنی که ثروت و رفاه خود را در غارت و از بین بردن دیگران حتی مردم طبقه متوسط خود جستجو میکند؟
خودتان شاهد هستند که مردمی که حتی از طبقه پایین به بالا کشیده شدند و در اثر انقلابها به طبقه حاکمه برده شدند باز به مردم خود خیانت کردند و باز تنها به فکر غارت و منافع خود بودند و مردم خودرا فراموش کردند. جنون ثروت و دیکتاتوری آنان را فراگرفت و دروبریها هم به آتش این جنون و این شهوت خود بزرگ بینی دمیدند دمیدند او دمیدند؟ زنی زیبا که توسط خالق ګیتی خلق شده است آیا ما در زیبایی او بایست قدرت خلق زیبایی خالق را ببینیم یا نه ؟
کسانی که زنان را فاحشه میکنند بعد برایشان نامه مینویسند آیا یک زن بدون کمک مردی میتواند فاحشه شود البته کمک منفی و خود خواهانه؟
سلام فاحشه! تعجب كردی!؟... میدانم در كسوت مردان آبرومند، اندیشیدن به تو رسم، و گفتن از تو ننگ است! اما میخواهم برایت بنویسم شنیده ام، تن می فروشی، برای لقمه نان! چه گناه كبیره ای…! میدانم كه میدانی همه ترا پلید می دانند، من هم مانند همه ام راستی روسپی! از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی زنانگی اش را بفروشد كه نان در بیارد رگ غیرت اربابان بیرون می زند !! اما اگر همان زن كلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این ایثار است ! مگر هردو از یك تن نیست؟ مگر هر دو جسم فروشی نیست؟ تن در برابر نان ننگ است. بفروش ! تنت را حراج كن… من در دیارم كسانی را دیدم كه دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیایشان شرفت را شكر كه اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین شنیده ام روزه میگیری، غسل میكنی، نماز میخوانی، چهارشنبه ها نذر حرم امامزاده صالح داری، رمضان بعد از افطار كار می كنی، محرم تعطیلی. من از آن میترسم كه روزی با ظاهری عالمانه، جمعه بازار دین خدا را براه كنم، زهد را بساط كنم، غسل هم نكنم، چهارشنبه هم به حرم امامزاده صالح نروم، پیش از افطار و پس از افطار مشغول باشم، محرم هم تعطیل نكنم! فاحشه!!!… دعایم كن
!!!ولی اګر کسی را دوست داشته باشیم
اگه کسی رو دوست داشته باشی نمیتونی تو چشای اون زل بزنی... نمیتونی دوریشو تحمل کنی ... نمیتونی بهش بگی که چقد دوسش داری ... نمیتونی بهش بگی که چقد بهش نیاز داری ... واسه همینه که عاشقا دیونه میشن ...
|
 | To whom it may concern
My name is Amir Sahameddin Ghiassi and I am a college teacher with thirty years teaching experiences in USA, Europe and Asia. I can teach different languages, GRE, GMAT. I have a boarding school in Orlando which has a lot of possibilities. The students can stay there, learn and have sport activities or agricultural activities like growing chicken, goat, fish or fruits and vegetables. They have the possibilities to grow organic healthy food without any poison or extra hormone, sodium in it. I have thousand of books, CDs, DVD, Videos about languages and learning, and I have also extra car for emergency or we can pick up the students from air port. The rooms or apartments could be furnished or not furnished the rent for the rooms is cheaper than university apartments. We have commercial swimming pool, volley ball and basketball courts. WE have also Table tennis and pond for canoeing and other sport facilities. We have parking places for more than fifty cars. We can also teach TOFEL to the students. We can teach English language and literature, German, Turkish, Arabic, Persian, Pashto, Spanish, Portuguese, and French. We can also teach all subjects of High school and universities. We can provide a safe place for the students and if they agree, we can also provide food, breakfast, lunch and dinner for them. The prices of the rooms are $450 to $550 per moths and the food will be about five dollars per meal. Car also can be provided for the students and the price will be cheaper than other renting companies.
The name of the Boarding School is I. South American Language and Boarding School Inc. in Orlando and the addresses are first campus 10420 Lehman Road, Orlando, Fl.10420 Lehman Road, Orlando, Fl.2825 and the second campus is located at 13305 Lacebark Pine Road, Orlando, Fl 32832. The first one is about seven minutes drive to USF and the second one is ten minutes drive to Medical School or UCF.
Sincerely yours Amir Sahameddin Ghiassi , the president Executive Secretary Elia Bispo Ghiassi
|
 | لاله خانم گرامی
همانطوریکه قبلا هم من نوشتم من اینجا یک مدرسه شبانه روزی دارم که دانشجویان ميتوانند در آن کار هم بکنند و خود من و سایر معلمها هم درسهای جی آر ای و جي مات و زبانهای خارجی را تدريس میکینم مدرسه دارای یک مزرعه و یک دریاچه هم هست که برای کشاورزی وپرورش ماهی میتواند مورد استفاده قرار بگیرد و نیز قفسهایي بزرگ هم ساخته ام که ميتوانند برای نگه داری مرغ مورد استفاده واقع شوند. من دانشگاه نیستم و نمیتوانم پذيرش بدهم که بتوانند ويزا بگيرند ولی میتوانند با دانشگاه مرکزی فلوريدا که یکی از ده دانشگاه بزرگ آمریکا هست مکاتيه کنند و ویزا بگیرند قبلا که وضع مادي من بسیار خوب بود میتوانستم کمک مادی هم بکنم ولی متاسفانه از این دعوتنامه ها سواستفاده شد و آنان به جاهایي دیگر رفتند. من احتیاج به همکار و دانشجو دارم ولی از آنجاییکه بسیاری بمن هزینه هایی که برایشان انجام داده بودند ندادند من اکنون درآمدی منفی دارم و باز متاسفانه بعضی ها هم علاوه برندادن کرایه و خرجهایی که من برایشان کرده بودم بمحض آنکه توانستند روی پای خود بیايستند رفتند و سو استفاده کردند و حتی بسیاری از وسایل من را هم بدون اجازه بردند و غارت فرمودند. بهر حال من برای دانشجویان کار و محل زندگی دارم و هم اکنون بیش از پانزده اتاق خالی دارم و مرغداری وکشاوزي و پرورش ماهی هم خوابیده است و کسی آنرا اداره نميکند. بدین ترتیب امکانهای من محدود است فعلا ولي اگر یک گروهی علاقه مند به کار و تحصیل و تولید با من بتوانند همکاری کنند کار دوباره رونق خواهد گرفت به امید دیدار و همکاری من در ایران استاد دانشگاه دبیر مدرسه سفارت آلمان و کارشناس و مترجم ارشد شرکت مخابرات ایران بودم ولی بعلت بهایی بودن مادرم درگذشته ام و اینکه حاضر نشدم بر علیه بهاییان و بهاییت در روزمانه مطلبی بنویسم و فحاشی کنم اخراج گرديدم و متاسفانه هم دوستان مسلمان من و هم بعضي از فامیل بهایي من از موقعیت سو استفاده فرموده تا آنجا که توانستند مرا غارت نمودند بدین ترتیب من هم مثل همان دهان دوخته گان یونان به نوعی دیگر از قربانيان بی انصافی ظلم و تماميت خواهی و فساد و دورویی و سو استفاده بعضی از هم مینهانمان هستم با درود سهام الدین غیاثی |
 | Dear Mr. Bundespresident of Germany
My name is Sardareddin J Afjei and I am a German college and high school teacher from USA. I worked forty years as a teacher. I have studied Germanistik and Angelistk. I am sorry that I do not write German, as I do not have German typewriter. I was teacher in Kiel and in German School in Tehran, Deutsche Schule Tehran and in German Embassy School, Deutsche Botschaftsschule in Tehran. I was also German teacher in Iranian university and in Seminole Community College in Orlando, Florida. In the time that I was teacher in German Embassy School in Tehran, the situation in Iran has changed and the Mark had three different prices. The German teacher from Germany got German Mark and I got Iranian money. That was a business in Tehran that time, the Germans sold their DM each for 200 rials in the free market, or black market and with the help of Embassy they got for fifty rials one DM back. With other words they made for each DM they spent, three Mark back? I was speaker of the teacher and I sent that information with an Iranian newspaper in which showed that DM has different prices in Iran to the German government and German insurance companies. I though that is not fair the Germans misuse the situation and make illegal money. It is clear that I was persecuted by German Embassy people. And Mr. Karl Fritsch, the new principal of the school sent me out of the School.
Before that I was also have been persecuted by Iranian government, because my mother was Bahai. So my Moslem friend and Bahai family also took my belonging and misused my situation and I had no other choice to leave the country. I came to the USA and became teacher here. After a while I opened a boarding school with the promise of Orange County, the students in my boarding school could live, work and study. But sorrowfully after three years, the County told me they made mistake and they cancelled my occupational license. They did a mistake and I lost all my work and saving. About 800,000 dollars I lost. I worked forty years in three different countries, and because of the situation in Iran, I have no retirement. I worked in Germany and in the German School in Tehran and also as a teacher in USA for German and Latin, but I cannot get retirement. I am now 67 years old and know eight languages and was consultant and translator to the Iranian government, teacher and college instructor in USA and Germany and have no support and I passed the entire exam to be translator or supervisor in Afghanistan, but again because I have this school here, I cannot get that job. The people here took the materials of the boarding school and damaged the buildings, the police is not going seriously after them and the insurance company does not pay the damages. I should hire attorneys here for my right, but attorneys want a lot of money in front.
Because I worked so many years for the German schools, would you please help me that my work be counted here in USA or in Germany? I am US citizen and can work also in Germany as a teacher. In a normal condition I would be now a retired professor in Iran and nobody could take so many advantages of me. But because I have been persecuted in Iran, because my mother was Bahai, I have so many problems. I hope that your system can help me. I try also in the USA, but I cannot pay the attorneys here, only I try through the government officials. I love Germany and wished I stayed there as a teacher. Yours Sadareddin J. Afjei
|
 | The difficulties of Iranian in the USA, a real letter
I know the system of the world is trying to make the people indifferent or cruel, so they can govern them much easier. But this is a real letter, which shows the people will be destroyed by the system which wants to destroy the middle class people in the whole world. They bring hate and disunity between people in the third world and the top class of this world should come in their country and work as a physical workers and their small capital is robbed by them, so they stay even poorer. In Middle East they destroy the people by inflation and here with deflation. In both countries the middle class people are the victims.
Dear Bank of America
First of all the price of real estate and house are lower and the interest rate is now between 1 to 3% and you want over 9% and 6.5% interest from me. The rent and income of the real estate is also lower than before and the people have no money to pay high rent. Second because you did not modify the house for me I cannot get any loan and so my farm and trees are dying and I have not enough money to spend for them. Because the price of the houses came down all my lines of equity line of credit were closed and I counted about these money for the rainy days, but they were closed. All the paperwork the Country Wide did is false, for example that I made 200,000 dollars per year. They did it to give more money to spend for the improvement of the house and the employees wanted to make money by selling these expensive loans to me. You sent the of forecloses to my tenants and they did not pay me and robbed the house four times and I have only the police report, also they destroyed my house and the insurance company, Liberty Mutual did not pay, they robbed me, too. They did not pay for the water damaged by pipes and theft and vandalism happened to my house. If you do a fair interest and modify the price and help me to recover the damages, I can pay you. I spent more than 800.000 for the improvement of the house and changed it to a boarding school. I helped a lot of students who needed help. Generally I should be supported by government or churches for my activities. But instead my tax got higher almost doubled, insurance company got a lot of money from me and wanted higher payments. The people did not pay me and robbed my boarding, the Orange County made mistake and gave me occupational license and now I should hire an attorney to get the permission and the attorney will a lot of money in front. I know eight languages and can be very busy and useful. I was instructor at the Seminole Community College and could stay there, but Orange County gave me the permission and I wanted to be more useful and more active. And now I should be punished for the mistake of them and the situation. If you short sell the house, all my down payments which I gathered for forty years work as a teacher will be destroyed. All my work for five years will be destroyed also. The people who buy the house will have all the benefits. I put all my money and work in this business and I am 67 years old. If you do not cooperate with me, I will lose all my capital which I put in this business. I paid always on time the high interest you charged and paid with all my saving to save my business. I should have ground from the federal government, because I am minority, teacher and have school, I paid the ground conference thousand dollars to get this, but they were not serious. I have lot of bad checks that the people did not pay me, and the banks are not willing to give me even their telephone numbers. With other words they are supported to rob me. They took my materials of boarding school and again for four times again the police cannot or will not act properly. The insurance company gathered many years money from me, but in the time I needed help, they just dry for one week the house which was damaged by water.
The Orange County owes me, but I am punished for their mistakes. The people did not pay me and I got bad credits for their robbing. I paid high interest to the Country Wide and they have cheated me. The original payment was for both boarding schools about 2500 per month. Now they want over 6000 dollars, you see it is more than doubled. The rent of the boarding school is lower now, but they want high interest rates. I put all my money and saving in this business and plus five years hard work, I planted over 1000 fruit trees by myself. Who will take care of the farm and trees, if you short sell it? The county wide froze my equity lines of credits which I paid for it. But they do not modify the rate of interest and the price of the house. I am a victim of the mistakes of other people and I think that is not fair. Again I suggest a fair price and a fair rate. You have high interest for a long term from me, and now interest and the price is lower and you have to bring it also lower which is just.
Yours Sasan and Amireh Solmaz khaton
|
 |
پشتو پارسی برای یاد گیری و مقایسه با آرزوی اتحاد و پیشرفت علمی و اخلاقی برادری بیشتر و خدمت بیشتر. امیر سهام الدین غیاثی.
د پشتو ژبی یو محقق راورتی وایی. زبان پشتو یک محقق میگوید. پشتو یا د افغانان ژبه به د عربی په نسخ کرکتر او شکل لیکل کیگی هغه کرکتر چی عموما په عربو کی استعمالیگی لکه رومن په اروپا کی په موجوده حال کی افغانان هم عربی حروف د پشتو له خاصو تورو سره استعمالوی . زبان پشتو یا زبان افغانان به حروف عربی نوشته میشود. که همان حروفی است که عربان از آن استفاده میکنند مانند حروف لاتین رومی که اروپاییان با آن حروف زبانهای خود را به نگارش در میآورند. . در حال حاضر افغانان حروف عربی را مورد استفاده قرار داده اند با چند حروف مخصوص دیگر که شبیه عربی است ولی آن حروف در زبان عربی وجود ندارد.
داکتر شفیعوف وایی: پشتو هغو خلکو ژبه ده چی په افغانستان او د پاکستان شما لویدیز صوبه او د بلوچشتان په ایالت کی اوسیگی. پشتو زبانی است که در افغانستان و پاکستان در شمال آن و در ایالت بلوچستان در قسمت جنوب شمالی و نزدیک مرز گروه بزرگی از بلوچها به آن صحبت میکنند. افغانان خپله خپلی ژبی ته پشتو وایی. مردم افغان زبان خود را پشتو مینامند.
د افغانستان ژبی زبان افغانستان
پشتو او دری دواره د افغانستان رسمی ژبی دی. پشتو و دری دو زبان رسمی مردم افغانستان هستند. افغانستان تقریبا اته لس میلیونه اوسیدنکی لری او د پشتو ژبی ویونکی په سلوکی تر شپیتو رسیگی. افغانستان حدود هیجده میلیون جمعیت دارد که از آن جمعیت حدود شصت در صد به پشتو صحبت میکنند.
د افغانستان د اساسی قانون له مخی افغان ملت له تولو هغو وگرو چخه جور شوی دی چی د قانون مطابق د افغانستان د دولت تابعیت ولری. با توجه به قانون اساسی افغانستان ملت افغانستان شامل تمام افرادی میشود که دارای تابعیت افغانستان هستند که این افراد مطابق قانون افغانستان دارای حقوق یکسان میباشند.
د قانون له مخی تول افغانان یوشان مساوی حقوق او وجایت لری. طبق قانون همه مردم افغان دارای حقوق برابر و مسولیت مشترک هستند.
فاعلی حالت زه لیکم ته لیکی دی لیکی من مینویسم تو مینویسی او مینویسد. او مرد. دا لیکی مونگ لیکو تاسی لیکی دوی لیکی. او زن مینویسد. ما مینویسم آنان مینویسند.
حالت مفعولی یا مفعولی حالت. ژه یی وو هلم ته یی ووهلی دی یی وواهه. دایی ووهله مونگ یی ووهلو تاسی یی ووهلی.
زه یم ته یی دی دی . من هستم تو هستی او مرد هست. دا ده مونگ یو تاسی یی یاست دوی دی. او زن هست. ما هستیم شما ها هستید. آنان هستند یا ایشان یا آنها.
دجملی جورول ساختن جمله.
زه خوشحاله یم ته خوشحاله یی دی خوشحاله دی دا خوشحاله ده. مونگ خوشحاله یو تاسی خوشحاله یی یاستی دوی خوشحاله دی. من خوشحال هستم تو...
ضمایر مالکی مالکی ضمایر که لع شخصی ضمایر و سره د لومری شخص لپاره ز او دویم شخص ته س او دریم شخص ته د ور زیات شی مالکی ضمایر ورنه جوریگی پرته له زه ته دی دا مالکی ضمیر خپل په خپله د مونث لپاره تبدیلیگی.
ضمایر مالکی بدین ترتیب درست میشوند که به اضافه کردن ز به اول شخص مفرد س به دوم شخص مفرد و د به سوم شخص مفرد ضمایر شخصی درست میشوند. بجز به زه ته دی دا ضمیر مالکی خپل مال من و به مونث به خپله تغییر میکند
زما ستا دده مال من مال تو مال او مرد...
دده ددی ددوی زمونگ مال او زن مال شما و مال ما.
ددریم شخص بعید. شخص سوم مفرد در فاصله دور که دهغه د هغی د هغوی ِبه او و ...کسره پارسی اضافه اسمی ماِل من
خپل خودم مرد. خپله خودم مونث دخپل برای خودم مرد د خپلی برای خودم زن په خپل بوسیله خودم مرد په خپلو بوسیله خودم زن دخپلو برای ما خودمان له خپل با خودمان له خپلی با ما...
دا کتاب زما کتاب آن کتاب کتاب من قلم داقلم ستا قلم آن قلم و قلم تو. تورنگ جوهر سیاه مشوانی دوات. توررنگ رنگ سیاه دغه مشوانی
زما سر زما مخ زما خوله زما سترگه چشم من
زما لاس دست من زما پزه بینی من زما غاش دندان من. زما ویشته موی من زما شونده لب من.
ستا خوله دهان تو ستا مخ چهره تو.
دا زما سر دی. این سر من است. داستا مخ دی این چهره توست. دا زما خوله ده این دهان من است. دا ستا پزه ده این بینی توست. دهغه سترگه سره ده. چشمان او سرخ است . تور ویشته موی سیاه. تور ویستان موهای سیا.
دا زما پلار دی. او پدر من است. دا زما مور دی او مادر من است. دا زما خور ده او خواهر من است. هغه زما ورور دی او برادر من است. زه توریالی یم من توریالی هستم. هو زه افغان یم بله من افغان میباشم.
دا چوک دی؟ دا چوک ده؟ دا چوک ده. او کیست؟
تاسی افغانان یی. یاست آیا شما افغانی هستید؟
هو مونگ افغانان یو . یاستو . بله ما افغان هستیم. هو مونگ پشتانه یو . یاستو بله ما پشتون میباشیم .میرویس پشتون دی . تور پیکی پشتنه ده میرویس پشتون و تور پیکی هم پشتون هستند. اچک پشتون دی زرغونه پشتنه ده اچک و زرغونه هم پشتون میباشند.
دا سری افغان دی . این مرد افغان است. دا خزه افغان ده این زن افغان است. دوی افغانان دی. آنان افغان هستند. پشتو د افغانانو ژبه ده. پشتو زبان افغانان میباشد. دوی پشتو وایی آنان پشتو صحبت میکنند. دغه هلک زما ملگری دی. این پسر دوست ماست. هغه نجلی زما ملگری ده . این دوست دختر من است. دغی خزی سره با این زن. دغی نجلی سره با این دختر. دغو هلکانو سره با این پسران. دغو خزه سره با این زنان هغه سری زی آن مرد میرود. هغه خزه زی آن زن میرود. هغی خزی ته برای آن زن.
جنس گرامری دستوری. په پشتو ژبه کشی دوه گرامری جنسونه دی چی نارینه جنس او خزینه جنس ورته ویل کیگی. دو نوع جنسیت گرامری در زبان پشتو هست که اول مذکر مرد و دوم مونث زن میباشند.
نارینه جنس: هغه نومونه او صفات چی چه لاندی مختوم وی نارینه جنس گنل کیگی. تمامی نامها وصفتهایی که در زیر آورده میشوند و به این حرفها ختم میگردند مذکر هستند.
ملینه ی لکه مثل سری وری مرد و گوسفند بره.
معروفه ی لکه مثل دویی سری مردان و مرد شوینده.
معروف و لکه مثل چاقو داکو دزد.
ملین و لکه مثل پلو کندو پلو و شکافی در دیوار
خفی ه لکه پسه زره گوسفند و قلب.
چپ یا صامت توری لکه هلک لاس بی صدا حروف مثل پسر و دست
|
 | پشتو و پارسی برای مقایسه کردن و یاد گیری. امیر سهام الدین غیاثی
په کابل کی شخصی موتر لگ دی. در شهر کابل در قدیم اتوموبیل شخصی کم است . خلک له یوه نه بل زای نه یا پیاده زی یا په سرویس او تکسی کی. مردم برای جابجایی یا پیاده میروند و یا از وسایل نقلیه عمومی و یا تاکسی استفاده میکنند. دیر نارینه په بایسیکلونه هم سپریگی که سرویس وی. بعضی از مردان از دوچرخه هم استفاده میکنندکه وسیله نقلیه خوبی است.
په تکسی کی عمولا خلک نه سیریگیی زکه کرایه دیره زیاته ده. معمولا عموم مردم از تاکسی استفاده نمیکنند زیرا کرایه آن زیاد میباشد. سرویسونه عموما دک دی. ماشین های عمومی معمولا پر هستند. او دیر خلک به کسی ولاروی کله کله خلک یو یا دوه ساعته سرویس ته انتظار باسی. مردم زیادی که میخواهند بجایی بروند بعضی وقتها یک تا دو ساعت هم بایست در انتظار اتوبوس ها باشند. په سرویس کی خزی او نارینه چنگ چنگ نکشینی. خزو ته د سرویس په مخ کی یو چو چوکی تاکل شوی وی. . در اتوبوسها هم زنان و مردان پهلو به پهلوی هم نمیشینند. زنان در اتوبوسها در جلو در روی صندلیهایی که برایشان در نظر گرفته شده بایست بنشینند.
خزی یا په هموغو چوکیو کشینی او یا یی خوا ته ولاری وی. زنان یا بایست در آن صندلیها بنشینند و یا پیاده راه را گز بفرمایند. کله چه خلک په کلوکی له یوه بل زا ته زی. در دهکده ها مردم که میخواهند از جایی به جایی دیگر بروند. په خرو یا آسونو سپریگی . از خر و یا اسبان استفاده میکنند. بعضی خلک په بایسیکل هم سپریگی . بعضی هم با دوچرخه میروند. خو که لار دیره اوگده نه وی نو خلک عموما پیاده زی. اگر راه دور نباشد مردم پیاده روی میفرمایند.
کله چه چه وقت؟ که ..نه اگر آنوقت. مرکه اجتماع لاهم هنوز.
یوه چرچرک تول اوری او منی په سندر تیرکر. یک جیرجیرک تمای تابستان و پاییز را به آواز خوانی گذارانیده بود.
ژمی د زمکی مخ و اوری پت کر او چرچرک چه نه لرل چه ویی خوری. حالا در زمستان که زمین را برف پوشانیده بود جیرجیرک چیزی برای خوردن نداشت. همدا وچه میگتانه ته ورغی کومک ورسره وکری. بدین ترتیب به خانه مورچه خانم میرود تا شاید به اوکمکی بکند. (مورچه ها معمولا برای زمستان غذا ذخیره میکنند حالا چرا بایست جوابش را از علما پرسید)
میگتانه چرچرک نه پوشینه وکره چه تول کال دی چه کول چه اوس په زان پوری حیران یی؟ مورچه از جیرجیرک پرسید که تمامی سال چه میکرده است که اکنون اینطور بیچاره و سرگران شده است؟
چرچرک ورته وویل چه تول کال می سندری ویلی. جیرجیرک گفت که تمامی سال گذشته را آواز خوانی میکرده است. میگتانه ورته وویل چه تول کال دی سندری ویلی اوس ورزه اتن کوه. مورچه خانم جواب داد خوب شما که تمام سال آوازه خوانده ای اکنون میتوانی که رقص اتن بکنی. ( اتن یک رقص پشتون است) پت کو روپوش.
ماه های پشتو وری فرودین. غویی اردیبهشت. غنبرگولی خرداد. چنگاش تیر زمری مرداد. وگی شهریور. تله مهر لرم آبان لینده آذر. مرغومی دی سلواغه بهمن کب اسفند.
هوا سخته توده ده. هوا بسیار گرم است.
پتنگ: یاره هوا سخته توده ده. دوست من هوا خیلی گرم است. دلته عموما هر چنگه وی؟ هوا معمولا اینجا چطور است؟
داود: په اوری کی هوا عموما نن غوندی توده او لنده وی. در تابستان عموما مثل امروز گرم و مرطوب است. په کور او دفتر کی بی له اییر کاندیشن نه گوزاره نه کیگی. در خانه و اداره اگر تهویه مطبوع نباشد خیلی سخت میشود. پتنگ : ژمی چنگه وی؟ در زمستان هوا چطور است؟
داود: ژمی شایسته سور وی اکثره سخت باد لکیگی. زمستان هوا خیلی سرد است و بیشتر وقت ها هم باد سختی میآید. پتنگ: واوره ارویگی؟ آیا برف هم میبارد؟ داود: هر کله کله دومره زیاته واوره اوریگی چه که سرکونه بیخی بندیگی. بعضی وقت ها برف آنقدر زیاد میبارد که خیابانها مسدود و غیر قابل عبور میشوند.
پتنگ: پسرلی او منی چنگه وی؟ در بهاران و پاییزان هوا چگونه است؟ داود: په پسرلی او منی کی هوا عموما نرمه وی. خو باران دیر زیات اوریگی. هوا در بهاران و پاییزان معمولا مطبوع و خوش میباشد. اما باران زیاد میبارد. پتنگ: وایی چه باران د خدای رحمت دی. میگویند که باران رحمت خدایی است.
سرک خیابان همدا درست نن امروز. گوزاره ممکن شدن همراهی کردن. لکیگ پایین. په زای کی دی هوا عموما چنگه وی؟ در اینجا هوا معمولا چگونه است؟
نور چیری دی؟ نور کجاست؟
داود: سلام امان: ستری مه شی. خسته نباشی. خدا قوت. داود: خوار می شی. ناراحت نشوی انشاالله. امان چنگه یی؟ چطوری؟ او جوریی؟ مرتبی همه چیر خوبست؟ داود: په خیر یی؟ خه جوریی؟ خوبی خوشی میزانی؟ داود: مهربانی مرسی . امان : تشکر مرسی. داود: لیلا چیری ده؟ لیلا کجاست؟ امان: په کور کی ده. او در خانه است. داود: گومان کوم په لیلیه کی دی. فکر کنم که در خوابگاه باشد. یوازی تنها. یی شما. لیلیه خوابگاه.
ورونه او خویندی. برادران وخواهران چه معنا چه معنی میدهد. تول یی همه آنان.
تریسا: داسد کورنی په لوگر کی اوسیگی؟ آیا خانواده اسد در لوگر زندگی میکنند؟ امان : هو د اسد پلار د لوگر یو لوی مشهور خان دی. بله پدر اسد در لوگر یک خان رییس مشهور و بزرگ میباشد.
تریسا: اسد چو ورونه او خویندی لری؟ اسدچند برادر و خواهر دارد؟ امان: چلور ورونه او دوه نوری خویندی لری. او چهار برادر و او خواهر هم دارد. تریسا: خویندی او ورونه یی هم اسد او لیلا غوندی دی؟ آیا خواهران و برادران وی شبیه اسد و لیلا میباشند؟
امان: هو تول لکه اسد غوندی دی. بله همه آنان شبیه اسد میباشند. ورور یی کسه خوریی نیسی. برادران و خواهران شبیه هستند. یا به برادر نگاه کن و خواهر و شکل اورا حدس بزن.
تریسا: وروریی کسسه خوریی نیسه چه معنا دی؟ برادر را نگاه کن و شکل خواهر را حدس بزن یعنی چه؟ یعنی اگر میخواهی به خواستگاری خواهر بروی اول به برادر نگاه کن و ببین که چه شکلی است زیرا خواهر و برادران بهم شبیه هستند.
امان: دا مثل دی او معنایی دا ده چه خور ورور ته ورته وی. یعنی برادر و خواهر بهم شبیه هستند.
تریسا: تول یی اسد او لیلا غوندی شایسته دی؟ آیا همه فک فامیل اسد و لیلا زیبا هستند؟ امان: د لوگر خلک تول شایسته دی. تمامی اهالی لوگر زیبا روی هستند.
دپسرلی اولی ورزی ته نوروز وایی. روز اول بهاران را نوروز میگویند. د نوروز عامه رخصتی وی . خلک میلی کوی. در نوروز همه مردم به تعطیلات میروند و در مرخصی هستند. و مردم به پیک نیک و گردش روی میآورند.
د نوروز دیره لویه میله د گل سرخ میله ده. در نوروز و گردش های آن بزرگترین محل پیک نیک پارک گل سرخ میباشد . دا میله په مزار شریف کی کیگی. این محل در مزار شریف میباشد. دی میل ته د تول افغانستان او حتی د نورو ملکونو زیات خلک ورزی. در این پیک نیک همه مردم افغانستان که میتوانند بیایند و حتی مردمی از کشورهای دیگر هم برای دیدار میآیند.
پخیگ پخته شده.
د چلور موسمونو نومونه چه دی؟ اسم چهار فصل چیست؟ یو موسم چو میاشی لری؟ یک فصل چند ماه دارد. دگل سرخ میله چیری کیگی؟ در پارک گل سرخ چه اتفاقی میفتد؟ دپسر لی اولی ورزی ته چه وایی؟ روز اول بهاران را چه میگویند؟ په افغانستان کی په ژمی کی هوا چنگه وی؟ در افغانستان هوا در زمستان چگونه است؟
په افغانستان کی په اوری کی و اوره اوریگی؟ آیا در افغانستان در تابستان برف میبارد؟ پشتانه نوروز دیر خوشوی؟ آیا پشتانها نوروز را دوست دارند؟ په کومو موسمونو کی هوا نرمه وی؟ در کدام فصلی هوا خوب است؟ د افغانستان خلک د پسرلی چه اوله یا لومری ورز چه کوی؟ در افغانستان مردم به روز اول بهاران چه میگویند؟
په پشتو کی دی ته چه وایی؟ این را به زبان پشتو چه میگویند؟ په پشتو هلو ته چه وایی؟ په پشتو کی هغه ته چه وایی؟ هغه یعنی آن چیزی که دور است و من نمیتوانم ببینم.
شنبی چه کوی؟ شنبه چه میکنی؟
|
 | آی قوم به رفته کجایید کجایید معشوق همین جاست بیایی بیایی. معشوق تو همسایه دیوار به دیوار در بادیه سرگشته حیران شما در چه هوایید؟
آقایان حضرات آیات عظام لطفا سعدی حافظ مولوی و سایر آثار انسانهای والا را بخوانید و با کمال علم و دانشی که دارید فتوی هایی بدهند که به نفع مردم و جامعه باشد نه دشمن خوشحال کن. باآن پشتوانه عظیم علمی و ادبی اسلامی حیف نیست که همه کشورهای اسلامی اکنون در جز کشورهای عقب افتاده باشند. برخیزید و به وظیفه انسانی خود عمل کنید که فرداهای آینده خیلی دیر است.
دزدی و فساد و هیزی وبی اخلاقی دارد غوغا میکند رشوه خواری یک امر طبیعی شده است حتی جوانان مثلا تحصیل کرده هم که دستشان به دم گاوی بند است و مثلا در شهرداری و یا ... دارای شغلی هستند که براحتی میتوانند رشوه بگیرند از این کار هیچ باکی ندارند. ثروتهای نامشروع از راه دزدی حرام است ولی آنان خیال میکنند با دادن جزیی از آن به ... حلال خواهد شد؟ برخیزید که خواب بر شما حرام است اگر از مردم ودین دفاع نفرمایید. نگذارید که مقام انسانی تا سر حد یک غارتکر و هرزه پایین بیایید معتادان را دریابید و بیکاران و... |
 | . For the United State of our countries but with Love and Unity. Not hate war and fightings with each other. We should bring peace and unity for our children. They should have a country like Europe or America from the technician side and from the education and science sides. Amir We can stay with our all tradtions but with Knowledge and science. Science is power, we should have it. And Language is the first step. |
 | آموزَش پشتو و پارسی. امیر سهام الدین غیاثی
نوم تخلص. نام نام خانوادگی. دوهم نوم. پاتا آدرس. د زوژدو نتا. روز تولد. د زژدو زای. محل تولد. ملیت. تابعیت. عمر. شزنا تارینا. زن مرد. دین مشگل بعضی از جامعه ها. د سفر وجه تجارت توریسم. دلیل سفر کردن تجاری گردشی. کار شخصی. مسلک د تاهل وضیعت؟ وضع تاهل؟ مجرد مجردا زن. متاهیل. پغلا زن. تلاقاشوی تلاق گرفته شده. نتا تاریخ. د رراسدو نتا تاریخ ورود.
د روانددو نتا تاریخ خروج. پاسپورت شمره پاسپورت نمرا شماره پاسپورت. پسی ارز.
آیا دا یه سما بنا دا؟ آیا این فرم درست است؟
دا چه معنا لری؟ این چه معنی میدهد؟ د پشت دفتر چیری دی؟ دفتر پست کجاست؟
په کوم پور کی دی؟ در کدام طبقه است؟
لیفت کار کوی؟ آیا آسانسور کار میکند؟ شاغلی میرمن امیری شته؟ آیا خانم آقای امیری هستند؟ لطفا هغه ته ووایا چی زه دلتا یم. خواهشمندم به او بگویید که من اینجا هستم.
انتظار نه شم کاوالای له شه سارا می وخت تکالای. من نمیتوانم که منتظر بشوم. من وقت گرفته ام.
هغه ته واوابا چه زه دلتا داغلای وم. به او بگویید که من اینجا بودم.
د دفاع وزارت وزارت دفاع د کاخانه وزارت وزارت کشاورزی. د کورانویو چارو وزارت. وزارت مسکن. د بهرانیو وزارت. وزارت امور خارجه
د روغتیا وزارت وزارت بهداشت. د پو هنه وزارت وزارت آموزش. د لورو زاکرو وزارت (ژاکرو) وزارت آموزش عالی. د عدل وزارت. وزارت بیداد گستری.
امیر کالا راراسژی یا راو انه ژی ؟ چه وقت امیر میرود یا میآید؟ آلوتکا طیاره هواپیما. برایی قایق. بس سرویس اتوبوس. اوگادی ترن. آلوتکه زادداله دا. هواپیما تاخیر دارد. آلوتکه کینسل شوه دا. هواپیما کنسل شده است. از دور خارج شده است. اورگادی زمندا دالی دی. ترن تاخیر دارد. اورگادی کینسل شوه دی. ترن از دور خارج شده است.
چومره به وزاندژی؟ چه مدت تاخیر دارد؟ لس دقیقه وزاندژی. ده دقیقه تاخیر دارد. یوه ساعتا دزواندداله.
دی مرغانو خپل وزرونه خلاص کرریی دی. این مرغان آزادانه در هوا پرواز میکنند. قو خپل وزرونه خو زوی. قو پرهایش را گشوده است. در سری په لاسونو کی مرغه خپل ورزونه خلاص کرریی دیی. مرد مرغ را پر گشوده روی دستهایش نگه داشته است. دی مرغه خپل وزرونه خلاص کرریی نه دیی. این مرغ بالهایش را نگشوده است.
پیلان چلور پخی لریی. پیلان چهار پا دارند. خلک دوه پخی لریی. مردم دو پاهستند. هیلی دوه پخی لری. مرغابی دو پا دارد. اوخان چلور پخی لری. شتران چهار پا دارند. فضانوردان د فضا کالیی آغوندیی. فضا نوردان لباسهای فضایی پوشیده اند. کله کله نجونی رسمی کالی آغوندیی. بعضی دختران لباسهای مهمانی پوشیده اند.
طیاری وز رونه لریی. هواپیما در حال پرواز است . پرواز میکند. مرغان وزرونه لری. مرغان پرواز میکنند. ماننوگان په کشتیو کی ژوند کویی. نیروی دریایی در کشتی زندگی میکنند. عسکران توپک گرزوی. سربازان تفنگ بهمراه دارند.
ساعتونه غقربونه لری. ساعتها دارای عقربه ها هستند. بایسیکونه عرابی لری. دوچرخه ها چرخ دارند. چوک توپک ورریی؟ کی تفنگ دارد؟ چوک په کشتیو کیی ژوند کویی؟ کی در کشتی زندگی میکند؟ چوک د فضا کالیی آغوندیی؟ کی لباس فضایی پوشیده است؟
چوک رسمی کالی آغوندیی؟ کی لباس مهمانی پوشیده است؟ کوم حیوان تتولی چلور پخی له مزکی پورته کرریی دیی؟ کدام حیوان تمام چهار پایش با زمین برخورد نکرده است؟ کوم حیوان مازی دوه پخی لریی؟ کدام حیوان تنها دو پا دارد؟ کوم حیوان چلور پخی به مزکه ایشیی دیی؟ کدام حیوان هر چهار پایش روی زمین است؟
کوم حیوان دوه پخی په مزکه ایشی دی او دوه پخی یی له مزکی پورته کرری دیی؟ کدام حیوان روی دو پا ایستاده و دو پایش در هوا است؟ دا شخص سره بانجنن خر چویی. این شخص گوجه قرنگی میفروشد. دا شخص بوتتی خرچوی. این شخص بوته گیاه میفروشد. دا شخص ددوددی خرچوی. این شخص نان میفروشد. دا شخص عینگی خرچوی این شخص عینک میفروشد.
طیاری الوزی خو دا طیاره نه الوزی. هواپیما پرواز میکند ولی این هواپیما نمیپرد.
طیاره الوزی او دا طیاره الوزی. هواپیما پرواز میکند و این هواپیما هم در حال پرواز است.
آسونه خلک ورریی خو دا آس هیچوک نه ورریی. اسبان به آدمیان سواری میدهند ولی این اسب سواری اکنون نمیدهد. دا آس یوچوک ورری. این اسب دارد سواری میدهد.
کارگر معمولا کلکه خولی آغوندی خو اوس ده کلکه خولی آغوستی نه ده. کارگر معمولا کلاه ایمنی بر سر میگذارند ولی این کارگر کلاه ایمنی به سر ندارد. کارگر کلکه خولی آغوستی ده. کارگر کلاه ایمنی به سر دارد. عسکران توپک گرزوی او دا عسکران توپک گر زوی . سربازان با تفنگ همراه هستند و این سربازان مسلح میباشند.
زوان نیلی دریشی والا سری بدلی وایی خو دوی اوس بدلی نه وایی . جوانان آبی پوش آواز خوان هستند. ولی این دو اکنون آوازی نمیخوانند.
سپی معمولا کالیی نه آغوندیی او دی سپی کالی آغوستی نه دیی. سگان معمولا لباس نمیپوشند و این سگ هم لباس نپوشیده است. . سپی معمولا کالی نه آغوندی خو دی سپی کالی آغوستی دیی. سگان معمولا لباس نمیپوشند ولی این سگ لباس پوشیده است. . زوان نیلی دریشی والا سری بدلی وایی. جوانان با لباس آبی آواز میخوانند. |
 | پشتو و پارسی برای یادگیری هر یک از دو زبان.
امیرسهام الدین غیاثی.
چوک کله کله د اسد د پلار باغ ته زی؟ چه کسی بعضی وقتها به باغ پدر اسد میرود؟
د لیلا او اسد خویندی کله کله د اسد د پلار باغ ته زی. خواهران لیلا و اسد بعضی وقت ها به باغ پدر اسد میروند.
زما ورور ماسره مرسته کوی. برادر من به من کمک میکند. تول مسلمانان سره ورونه دیی. همه مسلمانان با هم برادرند.
یوویشتم لوست درس بیست یکم.
بشیر شیدی خوریی. بشیر شیر مینوشد. د بشیر شیدی خوشیگی. بشیر شیر را دوست دارد. د شیدو ایشول شه دی. جوشانیدن شیر کاری بهداشتی است.
دلومرری تتولگی لپاره. پنزه دیرشم لوست 35 برای سال اول.
چلور دیرشم لوست 34
لمر رننا اوتو دوخه لریی. خورشید نور وگرما دارد. لعل گل د لمر په رننا سبق واییی. لعل گل در زیر نور خورشید درس میخواند.
زما ملگری لمر ختوکیی شوونزی ته زی. دوست من بامدادان به مدرسه میرود . لمر په هر فصل کیی گتته لری. خورشید در هر فصلی مایع استفاده و آسایش است.
دری دیرشم لوست درس سی سوم
په پسرلی کیی رنگارنگ گلان شنه کیگیی. در بهار گلان زیبا و مختلف با رنگهای زیاد میرویند.
در گلاب گل شه بوی لریی. گل سرخ بوی خوبی دارد. زموگ په هیواد کی زنگلی گلان هم شته. ما همچنین در کشورمان گلهای وحشی داریم. گلالی په گلانو کشی گرزی. گلالی در میان گلها قدم میزند.
دوه دیرشم لوست. درس سی و دوم.
هر چوک خپل کور سره مینه لری. هر کس خانه خودش را دوست دارد. کور پاک ساتل خه کار دی. نگه داشتن خانه به پاکی خوبست. خیلی خوبست که خانه تان را پاکیزه نگه دارید. موگ خپل کور پاک ساتو ما خانه مان را پاکیزه نگه میداریم.
دکور په کارکی ماشومان هم برخه اخلی. بچه ها هم در کارهای خانه کمک میکنند.
لیلا: د خالد خزه چوک ده؟ همسر خالد کی است؟ چه کسی زن خالد میباشد؟ داود: د خالد خزه دیوه ده. همسر خالد دیوه است. لیلا: د خالد خزه په روغتون کی کار کوی؟ آیا همسر خالد در بیمارستان کار میکند؟ داود: نه دخالد خزه په پوهنتون کی کارکوی. نه همسر خالد در دانشگاه کار میکند. لیلا: په پوهنتون کی چه کار کوی؟ در دانشگاه او چه کاری میکند؟
داود: په پوهنتون کی شونکی ده. او در دانشگاه تدریس میکند. لیلا: دخالد خزه د کوم زای ده؟ زن خالد اهل کجاست؟ داود: دخالد خزه د لغمان ده. زن خالد از شهر لغمان آمده است. یا لغمانی است. لیلا: خالد او دیوه چیری اوسیگی؟ خالد و دیوه کجا زندگی میکنند؟ داود: دوارره د اکبر خان مینی کی اوسیگی. هر دوی آنان در محله اکبر خان زندگی میکنند.
دیرشم لوست درس سی ام.
فاروق فالوده خوریی. فاروق فالوده میخورد. حفیظ فالوده جوررویی. حفیظ فالوده درست میکند. عارف فالوده خرچویی. عارف فالوده میفروشد.
نَهه ویشتم لوست درس بیست نُهم
غنی خپله زمکه کیی غنم کریی. غنی در زمینش گندم میکارد. موگ په ببن کیی هم غنم کرو. ما هم در باغمان گندم میکاریم. په بغلان کیی غنم ددیر کرل کیگیی. گندم زیادی در بغلان تولید میشود.
اته ویشتم لوست درس بیست هشتم.
علم لوی نعمت دی. دانش سرمایه بزرگی است. نعمت بزرگی است. شوونزی د علم زای دی. مدرسه محل دانش آموزی است. شوونکی نوی زده کرره پیل کگ. معلم درس جدیدی شروع کرد. |
 |
آموزش پشتو پارسی امیر سهام الدین غیاثی تا تشکر از آقای داور لودین. برای همبستگی همه ملل شرق.
لمبلزی حمام گرمابه. گمنز شانه. شیر دهن شیر آب. پاکی تیغ. دگیره خریلوگریم. خمیر ریش تراشی. شاور دوش. کمود توالت مستراح. دتشناب کاغذ کاغذ توالت. دستشویی. دغاشونو بری مسواک. دغخونو کریم. خمیر دندان. مخ پاک حوله. کیسه کیسه حمام چرک پاکن. ژوی حیوان مچی زنبور. مرغه پرنده مرغ. چرگه ماکیان مرغ خانگی. غوا گاو. کب ماهی. وز بز. زمری شیر. مگک موش. مگه موش صحرایی. میره گوسفند.
دلومری تولگی لپاره.
زان مینزل گتته لری. تمیزی بدن خوب است. پاک کردن دارای فایده میباشد. زه هر اورز مینزم . من هر روز خود را میشویم. شه زده کونکی زان او کالی پاک ساتی. دانشجوی خوب خودش و لباسش را تمیز نگه میدارد. گتته استفاده. کالی لباس کالی لباس.
اسد: پرون ماسپشین چیری وی؟ دیروز بعداز ظهر کجا بودی؟
امان: بازار ته تللی وم. من به بازار رفتم.
اسد: بازار کی دی بیا چه کول؟ در بازار چه کردی؟
امان: وروته می یو چه کالی واخستل. برای بچه ها لباسیهایی خریدم. .
سبا ماخام د اسد د خور واده رازی بیایی؟ فرداشب عروسی خواهر اسد میباشد. تو بایست بیایی؟ آیا تو میایی؟
که له کابل نه میلمانه نه وی راغلی هرومرو درزم. اگر از کابل برایم مهمان نیاید من حتمی خواهم آمد.
د چهارشنبی په اورز مونگ تول میلی ته زو. ما همه در روز چهار شنبه به پیک نیک میرویم. که کیدی شو ته او لیلا هم راشی. اگر ممکن است تو و لیلا هم بیایید. شه یا خه ده . دربه شو. خوب ما هم خواهیم آمد.
لیلا: ما به کورته ورسوی؟ آیا تومرا به خانه میرسانی؟ اسد: ولی نه. اسد: چرا که نه.
لیلا: لارخو دی لیدلی ده؟ آیا تو راه را میدانی. میشناسی؟ اسد: هو لیدلی می ده خو ته به هم مرسته را سره وکرری. بله من راه بلد هستم ولی تو هم میتوانی کمکم باشی.
داود. بشنه یا بخشنه غوارم دا بس پغمان ته زی؟ ببخشید آیا این اتوبوس به پغمان میرود؟
امان: نه دا بس لوگرته زی. نه این اتوبوس به لوگر میرود. داود: ماته ووایه کوم یو بس پغمان ته زی؟ به من بگو که کدام اتوبوس به پغمان میرود؟
امان: هغه دوهم بس پغمان ته زی. دومین اتوبوس به پغمان میرود. داود: ددیره مننه. خیلی هم ممنون هستم.
شپاررسم لوست. درس شانزدهم.
روژه فرض ده. روزه داری واجب است. روژه زوغتیا گتته لری. روزه داری دارای فایده هایی هم هست. برای سلامت انسان مفید میباشد.
روژه په کال کی یوواره رازی. یکسال یکسال روزه میآید. در هر سال یک نوبت وقت روزه داری میباشد.
اوولسم لوست درس هفدهم رر
رروند سری چه نه وینی. یک کور نمیتواند ببیند.
رروند دمرستی ورر دیی. کور به کمک احتیاج دارد. بی علمه سری رروند وی. مردم بی دانش مثل کور است. بیسواد کور است.
شلم لوست درس بیستم.
گ. گیره پریشودل سنت دی. ریش گذاشتن یک سنت است. د احمد گیره اوگده ده. ریش احمد بلند است. گیره گمنزول شه کاردی. شانه کردن ریش کاری خوب است .. یک کار خوب است.
یو ویشتم لوست درس بیست یکم.
زه سهار زده کرری ته زم. من هر روز بامداد درس میخوانم. په سهار کی زده کرره شه یادیگی. خیلی آسان میشود درسها را در بامداد به خاطر سپرد. . وقتی شما در صبح درس میخوانید خوب همه را بخاطر میسپارید.
احمد ز موگ شوونکی دی. احمد معلم ما میباشد.
شپگ دیرشم لوست. درس سی شش.
ناک یوه خوگه میوه ده. گلابی یک میوه شیرین است. په ننگر هار کی نارنج او ناک موندل گیگی. نارنج و گلابی در ننگر هار رشد میکنند به عمل میآیند.
د بدخشان ناک شه خوند لری. گلابی بدخشان خیلی خوش مزه است. د ناک رنگ زیر دی. رنگ گلابی زرد است.
پنجه دیرشم لوست درس سی پنجم.
شوونکی معلم موگ ته سمه لاره شیی. معلم به ما راه درست را نشان میدهد.
زمونگ دشوونکی نوم آدم خان دی. نام معلم ما آقای آدم خان است. مونگ شوونکی ته احترام لرو. ما به معلم خودمان اخترام میگذاریم.
دستور یورته کرره. بلند کن. پکی تویی کرره به داخل آن بریز. واخله بردار. کیگده بگذار. بار کرره بار کن. خالی کرره خالی نما. زما سره مرسته وکرره به من کمک کن. یا کمکم کن. راته ووایه بمن بگو. ماته یی راشکاره کره. آنرا بمن نشان بده.
چوک کی. چه شی چه. کله چه وقت. چیری کجا؟ ولی چنگه چگونه ؟ چه پیشه ده چه شده است؟ مرستی تع ارتیا لری؟ آیا به کمک احتیاج داری؟ مرسته را رسیگی. کمک در راه است دارد میرسد.
زه یم من هستم. تاسی یاست تو هستی. هغه دی او است مرد. هغه ده او زن هست. مونگ یو ما هستیم. دوی دیی آنان هستند. ستا له مرستی چخه مننه از کمک شما خیلی ممنون هستم.
عدد ها یو دوه دری چلور پنزه. شپگ اوه اته نه لس. یوولس دوولس دیارلس چورلس پنزلس. اوه لس اته لس. نونس شل.
یوویشت 21 دوه ویشت 22 دیرش 30 چلویشت 40 پنزوس 50
دلیلا وروز چوک دی؟ برادر لیلا کدام است؟ کی برادر لیلا میباشد؟ د لیلا وروز اسد دی. برادر لیلا اسد است. چوک غواری چه یو باغ هم واخلی؟ کی میخواهد یک باغ دیگر هم بخرد؟
د اسد او لیلا پلار چه غواری چه یو باغ هم واخلی. پدر اسد ولیلا میخواهد که یک باغ دیگر هم بخرد.
|
 |
|